دکتر لیلا موثق

دکتری روان‌شناسی بالینی | روان‌درمانگر | درمانگر رسمی IEDTA

اهی زوج‌ها فکر می‌کنند مشکلات زیادی با هم دارند. یک روز سر دیر آمدن به خانه دعوا می‌کنند. روز دیگر سر خانواده‌ها. یک بار موضوع پول است. بار دیگر گوشی موبایل، بچه‌ها، رابطه جنسی یا حتی اینکه چرا یکی از آنها ظرف‌ها را جمع نکرده است. موضوع دعوا هر بار فرق می‌کند، اما اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، می‌بینیم گفت‌وگو تقریباً همیشه به یک جای آشنا می‌رسد. یکی می‌گوید: «اصلاً برات مهم نیستم.» دیگری جواب می‌دهد: «هر کاری کنم باز هم راضی نیستی.» یکی بیشتر توضیح می‌دهد، سؤال می‌کند و دنبال جواب می‌رود. دیگری ساکت‌تر، عصبانی‌تر یا دورتر می‌شود. و در پایان، هر دو احساس می‌کنند باز هم شنیده نشدند. شاید مشکل همیشه موضوع دعوا نباشد. گاهی موضوع‌ها عوض می‌شوند، اما رابطه همان دعوای قدیمی را تکرار می‌کند. پشت یک دعوای ساده ممکن است چیز دیگری باشد. فرض کنید یکی از زوجین می‌گوید: «چرا وقتی رسیدی خونه بهم پیام ندادی؟» از بیرون، اختلاف درباره یک پیام است. اما شاید چیزی که برای او اتفاق افتاده این باشد: «وقتی خبری از تو ندارم، احساس می‌کنم برایت مهم نیستم.» طرف مقابل اما ممکن است این جمله را طور دیگری بشنود: «باز هم داری منو کنترل می‌کنی.» پس یکی برای اینکه مطمئن شود هنوز مهم است، بیشتر سؤال می‌کند. دیگری برای اینکه احساس کنترل شدن نکند، بیشتر فاصله می‌گیرد. فاصله گرفتن نفر دوم، ترس نفر اول را بیشتر می‌کند. و سؤال‌های بیشتر نفر اول، میل نفر دوم به فاصله گرفتن را افزایش می‌دهد. در ظاهر دعوا سر یک پیام بوده؛ اما در واقع یک چرخه رابطه‌ای شکل گرفته است. پژوهش‌های زوجی نیز نشان می‌دهند ناایمنی دلبستگی می‌تواند با تجربه تعارض بیشتر و رضایت کمتر از رابطه همراه باشد و واکنش‌های هیجانی زوج هنگام تعارض بخشی از این ارتباط را توضیح دهند. در دعوا فقط به رفتار دیگری واکنش نشان نمی‌دهیم هرکدام از ما با یک دنیای روانی وارد رابطه می‌شویم. برای یک نفر سکوت ممکن است معنای «طرد شدن» داشته باشد. برای دیگری سؤال زیاد ممکن است معنای «کنترل شدن» بدهد. یک نفر انتقاد را به شکل «من کافی نیستم» تجربه می‌کند. و دیگری فاصله را به شکل «من دوست‌داشتنی نیستم». به همین دلیل در زوج‌درمانی فقط نمی‌پرسیم: «چه کسی دعوا را شروع کرد؟» سؤال مهم‌تر این است: «رفتار هرکدام از شما چه چیزی را در دیگری فعال می‌کند؟» این تغییر نگاه مهم است، چون کمک می‌کند از پیدا کردن مقصر فاصله بگیریم و به چیزی نگاه کنیم که میان دو نفر اتفاق می‌افتد. بعضی وقت‌ها چیزی که برای محافظت از خودمان انجام می‌دهیم، رابطه را بدتر می‌کند. وقتی در رابطه احساس آسیب‌پذیری می‌کنیم، معمولاً راهی برای محافظت از خودمان پیدا می‌کنیم. یکی حمله می‌کند. یکی سکوت می‌کند. یکی توضیح می‌دهد و توضیح می‌دهد. یکی کنایه می‌زند. یکی تهدید به جدایی می‌کند. و دیگری می‌گوید: «هر کاری دوست داری بکن.» ممکن است هیچ‌کدام از این افراد واقعاً نخواهند رابطه را خراب کنند. اما وقتی هیجان و اضطراب بالا می‌رود، دفاع‌های هر دو نفر وارد رابطه می‌شوند. مشکل اینجاست که دفاع یک نفر می‌تواند دقیقاً همان چیزی را در دیگری فعال کند که از آن می‌ترسد. فردی که از طرد شدن می‌ترسد، بیشتر دنبال دیگری می‌رود. فردی که از کنترل شدن می‌ترسد، بیشتر عقب می‌کشد. هر دو در حال محافظت از خودشان هستند؛ اما نتیجه، فاصله بیشتر است. چرا با اینکه بارها درباره یک مشکل حرف زده‌ایم، حل نمی‌شود؟ چون حرف زدن همیشه به معنای گفت‌وگو درباره مسئله اصلی نیست. زوج ممکن است ده‌ها بار درباره دیر آمدن، خانواده یا گوشی صحبت کرده باشند، اما هیچ‌وقت درباره چیزی که زیر این اختلاف وجود دارد حرف نزده باشند. مثلاً: «وقتی خانواده‌ات را همیشه به من ترجیح می‌دهی، احساس می‌کنم در این رابطه تنها هستم.» یا: «وقتی مدام از من توضیح می‌خواهی، احساس می‌کنم هر کاری کنم باز هم آدم بد این رابطه هستم.» این جملات با: «تو همیشه طرف خانواده‌ات رو می‌گیری.» یا «تو به همه چیز گیر می‌دی.» خیلی فرق دارند. در جمله دوم ما معمولاً از خودمان دفاع می‌کنیم یا به دیگری حمله می‌کنیم. در جمله اول، چیزی از تجربه واقعی خودمان را وارد رابطه می‌کنیم.

زوج‌درمانی دادگاه نیست. گاهی زوج‌ها وارد درمان می‌شوند و هرکدام می‌خواهند درمانگر تأیید کند که دیگری مشکل دارد. «شما بهش بگید رفتارش اشتباهه.» اما هدف زوج‌درمانی تعیین برنده دعوا نیست. در نگاه تحلیلی و روابط ابژه، علاوه بر اتفاق‌های امروز رابطه، به الگوهایی نگاه می‌کنیم که هر فرد با خودش وارد رابطه کرده و به اینکه چگونه این الگوها در تعامل با دیگری فعال می‌شوند. گاهی زوج‌ها ناخواسته یکدیگر را در نقش‌هایی قرار می‌دهند که برایشان بسیار آشناست. یکی تبدیل می‌شود به کسی که همیشه مطالبه می‌کند. دیگری به کسی که همیشه عقب می‌کشد. یکی همیشه «قربانی» است. دیگری همیشه «مقصر». بعد از مدتی حتی ممکن است هر دو فراموش کنند رابطه‌شان خارج از این نقش‌ها چگونه بوده است. شکستن چرخه از دیدن چرخه شروع می‌شود.

یکی از لحظه‌های مهم در زوج‌درمانی زمانی است که زوج به جای اینکه فقط دیگری را ببیند، چرخه میان خودشان را می‌بیند. به جای: «مشکل اینه که تو سردی.» ممکن است بتوانند ببینند: «وقتی من می‌ترسم و بیشتر به سمتت میام، تو احساس فشار می‌کنی و فاصله می‌گیری. وقتی تو فاصله می‌گیری، من بیشتر می‌ترسم و بیشتر دنبالت میام.» اینجا برای اولین بار مسئله دیگر فقط «تو» یا «من» نیست. مسئله چیزی است که بین ما اتفاق می‌افتد.

پژوهش‌های جدید نیز اهمیت فرایندهای دو‌نفره را نشان می‌دهند؛ برای مثال، مطالعه‌ای در سال ۲۰۲۴ روی ۲۶۱ زوج نشان داد اجتناب دلبستگی با مقابله مشترک کمتر مؤثر در مواجهه با استرس ارتباط داشت. مطالعه دیگری در سال ۲۰۲۴ نیز ارتباط coping زوجی با رضایت رابطه را گزارش کرد.

دفعه بعد که همان دعوا شروع شد… شاید قبل از اینکه دوباره تمام استدلال‌های قبلی را تکرار کنید، یک سؤال متفاوت از خودتان بپرسید: «این دعوا واقعاً درباره چیست؟» آیا فقط درباره پیام ندادن است؟ یا درباره مهم بودن؟ فقط درباره خانواده همسر است؟ یا درباره جایگاه من در رابطه؟ فقط درباره پول است؟ یا درباره امنیت، قدرت یا اعتماد؟ و شاید مهم‌تر از همه: وقتی احساس می‌کنم نیازم دیده نشده، من چه می‌کنم و واکنش من چه چیزی را در طرف مقابلم فعال می‌کند؟ گاهی زوج‌ها ده‌ها مشکل مختلف ندارند. گاهی یک چرخه رابطه‌ای دارند که خودش را در ده‌ها موضوع مختلف نشان می‌دهد. شناختن این چرخه به‌تنهایی همه مشکلات را حل نمی‌کند، اما می‌تواند نقطه‌ای باشد که از آنجا گفت‌وگوی متفاوتی شروع شود.

 

 منابع علمی  References |

  • Dugal, C., Brassard, A., Lussier, Y., & Péloquin, K. (2023). Is it really that important to you? How the topics of conflict and emotional reactions to conflicts explain the associations between attachment insecurities and relationship satisfaction. Journal of Marital and Family Therapy.

.

  • Ybarra, J. A., & Seedall, R. B. (2024). Fostering connection: A dyadic analysis of the relationships between mattering, attachment, and mental health. Journal of Marital and Family Therapy.

 

این مطلب با هدف افزایش آگاهی روان‌شناختی نوشته شده است و جایگزین ارزیابی یا زوج‌درمانی نیست.

نویسنده: دکتر لیلا موثق