دکتر لیلا موثق

دکتری روان‌شناسی بالینی | روان‌درمانگر | درمانگر رسمی IEDTA

بعد از خیانت گاهی از فرد آسیب‌دیده انتظار می‌رود که تکلیفش را زود روشن کند: «اگه بخشیدیش، چرا هنوز شک داری؟» «اگه می‌خوای بمونی، دیگه گذشته رو فراموش کن.» اما اینجا دو فرایند متفاوت با هم اشتباه گرفته می‌شوند: بخشیدن و دوباره اعتماد کردن، یک چیز نیستند. ممکن است کسی تصمیم بگیرد از خشم و درگیری دائمی با اتفاق گذشته فاصله بگیرد، اما هنوز نتواند به شریکش اعتماد کند. و این الزاماً تناقض نیست. بخشش یک تصمیم ساده نیست. بخشش را گاهی طوری تعریف می‌کنیم که انگار فرد باید یک روز تصمیم بگیرد: «دیگه بخشیدمش.» اما بعد از خیانت، هیجان‌ها معمولاً خطی پیش نمی‌روند. ممکن است فرد یک روز احساس آرامش کند و چند روز بعد با دیدن یک پیام یا یادآوری یک اتفاق دوباره خشمگین شود. این به معنای شکست فرایند بهبود نیست. مهم‌تر اینکه بخشیدن به معنای درست دانستن خیانت، فراموش کردن آن یا کنار گذاشتن مرزهای شخصی نیست. حتی ممکن است فردی دیگری را ببخشد و در عین حال تصمیم بگیرد رابطه را ادامه ندهد. اعتماد جنس دیگری دارد.

اعتماد فقط یک احساس درونی نیست؛ به رفتار دو نفر در رابطه وابسته است. فرض کنید فردی که خیانت کرده می‌گوید: «من اشتباه کردم. واقعاً پشیمونم.» ممکن است فرد آسیب‌دیده این عذرخواهی را بپذیرد. اما هنوز وقتی گوشی او زنگ می‌خورد مضطرب شود. چرا؟ چون پذیرفتن عذرخواهی، به‌تنهایی قابلیت پیش‌بینی رابطه را برنمی‌گرداند. اعتماد معمولاً زمانی شروع به بازسازی می‌کند که فرد در طول زمان تجربه کند: آنچه دیگری می‌گوید با رفتارش هماهنگ است. چیزی پنهان نمی‌شود. مرزهای جدید رابطه رعایت می‌شوند. و وقتی ترس یا سؤال دوباره ظاهر می‌شود، طرف مقابل به‌جای حمله یا فرار می‌تواند با آن مواجه شود. «پس تا کی باید جواب پس بدم؟» یکی از نقاط دشوار بعد از خیانت همین‌جاست. فردی که خیانت کرده ممکن است بعد از مدتی احساس کند: «من عذرخواهی کردم، رابطه رو هم قطع کردم؛ دیگه چی کار باید بکنم؟» اما زمان روانی دو نفر الزاماً یکی نیست. ممکن است برای یک نفر اتفاق تمام شده باشد، در حالی که برای دیگری تازه فرایند فهمیدن آن شروع شده است. از طرف دیگر، بازسازی رابطه هم قرار نیست به این معنا باشد که فرد خیانت‌کرده برای همیشه در جایگاه متهم و فرد آسیب‌دیده برای همیشه در جایگاه بازجو باقی بماند. اگر رابطه قرار است ادامه پیدا کند، در نهایت هر دو باید بتوانند از این نقش‌ها خارج شوند.

آیا برای اعتماد کردن باید گوشی طرف مقابل را چک کنم؟

بعد از خیانت، نیاز به شفافیت قابل فهم است. اما شفافیت و کنترل دائمی یکی نیستند. ممکن است دسترسی بیشتر به اطلاعات در مراحل اولیه به کاهش ابهام کمک کند، اما اگر سال‌ها بعد تنها راه احساس امنیت این باشد که فرد بتواند هر لحظه گوشی، موقعیت مکانی یا شبکه‌های اجتماعی دیگری را بررسی کند، اعتماد هنوز جای خودش را به کنترل داده است. هدف بازسازی اعتماد این نیست که راه‌های بهتری برای مطمئن شدن از خیانت نکردن دیگری پیدا کنیم. هدف این است که به‌تدریج رابطه دوباره آن‌قدر قابل پیش‌بینی شود که نیاز به اطمینان‌گیری دائمی کمتر شود.

مشکلات رابطه، مسئولیت خیانت را جابه‌جا نمی‌کنند. بعد از خیانت معمولاً لازم است خود رابطه هم بررسی شود. ممکن است قبل از خیانت فاصله عاطفی، مشکلات جنسی، تعارض‌های حل‌نشده یا نارضایتی وجود داشته باشد. این مسائل مهم‌اند و اگر زوج تصمیم به ادامه رابطه داشته باشند باید روی آنها کار شود. اما یک مرز مهم وجود دارد: مشکل رابطه می‌تواند متعلق به هر دو نفر باشد؛ مسئولیت خیانت متعلق به کسی است که خیانت کرده است. اگر این دو با هم اشتباه گرفته شوند، فرد آسیب‌دیده ممکن است علاوه بر تحمل خیانت، مسئول آن هم شناخته شود. از کجا بفهمیم رابطه واقعاً در حال ترمیم است؟ شاید مهم‌ترین نشانه این نباشد که فرد آسیب‌دیده دیگر هیچ‌وقت درباره خیانت فکر نمی‌کند. بلکه اینکه به‌تدریج: نیاز به چک کردن کمتر می‌شود. سؤال‌های تکراری کاهش پیدا می‌کنند. فرد خیانت‌کرده بدون توجیه مسئولیت رفتار خود را می‌پذیرد. زوج می‌توانند درباره ترس و خشم صحبت کنند، بدون اینکه هر بار وارد همان دعوای قبلی شوند. و رابطه کم‌کم دوباره موضوعاتی غیر از خیانت پیدا می‌کند. پژوهش‌های جدید درباره ترمیم اعتماد پس از betrayal نیز نشان می‌دهند این فرایند معمولاً چندبعدی است و عواملی مانند شفافیت، مسئولیت‌پذیری و پشیمانی، ارتباط روشن و تجربه‌های مشترک زوج می‌توانند در آن نقش داشته باشند. پس اول باید ببخشم یا اعتماد کنم؟ لزومی ندارد این دو را در یک مسیر خطی قرار دهیم. گاهی بخشش زودتر اتفاق می‌افتد.

گاهی اعتماد به‌آرامی و با تجربه رفتارهای متفاوت ساخته می‌شود. گاهی هم فرد بعد از طی این فرایند به این نتیجه می‌رسد که می‌تواند از خشم گذشته عبور کند، اما نمی‌خواهد رابطه را ادامه دهد. هدف درمان این نیست که فرد را وادار کنیم ببخشد، اعتماد کند یا حتماً رابطه را حفظ کند. هدف این است که بتواند اتفاقی را که افتاده پردازش کند و درباره آینده رابطه با وضوح بیشتری تصمیم بگیرد. بخشیدن می‌تواند مربوط به رابطه ما با گذشته باشد؛ اما اعتماد، چیزی است که دیگری باید در زمان حال و آینده در ساختن آن مشارکت کند.

منابع علمی References |

  • Giacobbi, M., & Lalot, F. (2025). Unpacking trust repair in couples: A systematic literature review. Journal of Family Therapy.

این مرور نظام‌مند مطالعات مربوط به ترمیم اعتماد در روابط زوجی پس از betrayal را بررسی کرده است

  • Ripoll-Núñez, K., & Gordon, K. C. (2024). Dealing with couple infidelity in romantic relationships: A group intervention feasibility study. Family Process, 63(4), 1907–1925.

 

 

این مطلب با هدف افزایش آگاهی روان‌شناختی نوشته شده است و جایگزین ارزیابی، روان‌درمانی فردی یا زوج‌درمانی نیست.

نویسنده: دکتر لیلا موثق