دکتر لیلا موثق
دکتری روانشناسی بالینی | رواندرمانگر | درمانگر رسمی IEDTA
بعد از فهمیدن خیانت، یکی از واکنشهایی که زیاد میبینم این است که فرد نمیتواند دست از سؤال پرسیدن بردارد.
«از کی شروع شد؟»
«اولین بار کجا بود؟»
«وقتی با من بودی هم با او حرف میزدی؟»
«آن روزی که گفتی جلسه داری، واقعاً کجا بودی؟»
گاهی جواب سؤال را میگیرد، اما کمی بعد سؤال دیگری پیدا میشود. از بیرون شاید عجیب به نظر برسد: اگر دانستن این جزئیات تا این اندازه دردناک است، چرا ذهن باز هم دنبال دانستن میرود؟ پاسخ فقط کنجکاوی نیست. بعد از خیانت، گذشته هم زیر سؤال میرود وقتی خیانت آشکار میشود، فرد فقط متوجه یک رابطه پنهانی نشده است. گاهی بخشی از گذشتهای که فکر میکرد میشناسد نیز ناگهان تغییر معنا میدهد. اتفاقهای قدیمی دوباره مرور میشوند: «پس آن روز که دیر آمد، واقعاً کجا بود؟»
«وقتی میگفت دوستم دارد، این رابطه هم وجود داشت؟»
«چه مقدار از چیزی که من درباره رابطهمان باور داشتم واقعی بود؟»
به همین دلیل، خیانت فقط اعتماد به دیگری را تحت تأثیر قرار نمیدهد؛ گاهی اعتماد فرد به برداشت خودش از واقعیت را هم متزلزل میکند. ذهن حالا میخواهد داستان رابطه را دوباره بسازد و برای پر کردن قسمتهای گمشده، دنبال اطلاعات میگردد. اما آیا هرچه بیشتر بدانیم، آرامتر میشویم؟ نه همیشه.
بعضی اطلاعات برای فهم واقعیت و تصمیمگیری ضروریاند:
آیا رابطه تمام شده است؟
آیا هنوز ارتباطی وجود دارد؟
خیانت چه مدت ادامه داشته؟
آیا اطلاعات دیگری وجود دارد که بر سلامت، امنیت یا تصمیم من درباره رابطه اثر بگذارد؟
اما بعضی سؤالها فقط جزئیات بیشتری تولید میکنند؛ بدون اینکه امنیت بیشتری ایجاد کنند. مثلاً جزئیات بسیار دقیق درباره رابطه جنسی، مکالمات خصوصی یا مقایسه خود با فرد سوم. اینجا ممکن است چرخهای شکل بگیرد:
اضطراب ← سؤال ← پاسخ ← آرامش کوتاه ← سؤال تازه ← اضطراب دوباره
در این مرحله، مسئله دیگر فقط «فهمیدن حقیقت» نیست. فرد ممکن است تلاش کند با اطلاعات بیشتر، اضطرابی را کنترل کند که اطلاعات بهتنهایی قادر به آرام کردن آن نیست. گاهی پشت سؤال، سؤال دیگری وجود دارد فرد میپرسد:
«اون از من زیباتر بود؟» اما شاید چیزی که واقعاً میخواهد بداند این باشد: «یعنی من برایت کافی نبودم؟» میپرسد: «با اون خوشحالتر بودی؟» اما شاید سؤال اصلی این باشد: «پس رابطه ما برای تو چه معنایی داشت؟» یا بارها میپرسد: «چند بار دیدیش؟» در حالی که چیزی که ذهنش تحمل نمیکند شاید این باشد: «چقدر از زندگیای که فکر میکردم واقعی است، واقعاً واقعی بوده؟» برای همین در درمان پس از خیانت فقط به خود سؤال نگاه نمیکنیم. مهم است ببینیم پشت نیاز شدید به دانستن چه هیجانی قرار گرفته است. خشم؟ ترس؟ تحقیر؟ سوگ؟ احساس طردشدگی؟ یا ترس از اینکه دوباره فریب بخورم؟ چک کردن گوشی هم میتواند همین چرخه را ایجاد کند
بعد از خیانت، سؤال پرسیدن گاهی با چک کردن گوشی، شبکههای اجتماعی، موقعیت مکانی یا زمان آنلاین بودن همراه میشود. نیاز به شفافیت پس از آشکار شدن خیانت قابل فهم است، بهخصوص اگر زوج تصمیم گرفته باشند رابطه را ادامه دهند. اما یک تفاوت مهم وجود دارد: شفافیت میتواند بخشی از بازسازی اعتماد باشد؛ کنترل دائمی، خودِ اعتماد نیست. اگر تنها زمانی احساس امنیت میکنم که بتوانم هر لحظه دیگری را کنترل کنم، احتمالاً اعتماد هنوز بازسازی نشده است. چک کردن ممکن است برای چند دقیقه اضطراب را کم کند، اما ذهن میتواند یاد بگیرد که هر بار مضطرب شد، دوباره باید چیزی را بررسی کند. پس نباید سؤال کنیم؟ نه. این هم نتیجه درستی نیست.
فردی که خیانت را تجربه کرده حق دارد درباره واقعیتی که مستقیماً بر زندگی او اثر گذاشته اطلاعات داشته باشد. اما قبل از پرسیدن بعضی سؤالها میتوان مکث کرد و پرسید: «جواب این سؤال قرار است به من در فهم واقعیت و تصمیمگیری کمک کند، یا فقط برای چند دقیقه اضطرابم را کم میکند؟» این تفاوت مهم است.
از طرف دیگر، فردی که خیانت کرده نیز نمیتواند انتظار داشته باشد با گفتن «دیگه تمومش کن» یا «چند بار باید توضیح بدم؟» اعتماد دوباره ساخته شود.
صداقت، مسئولیتپذیری و ثبات در روایت اهمیت دارند. اگر هر بار بخش تازهای از واقعیت آشکار شود، احساس امنیت دوباره آسیب میبیند. بعد از خیانت لازم نیست فوراً تصمیم بگیرید یکی از فشارهایی که فرد پس از خیانت تجربه میکند این است که احساس میکند باید فوراً تصمیم بگیرد: بمانم یا بروم؟ ببخشم یا نبخشم؟
اما گاهی فرد هنوز در مرحلهای است که حتی نمیتواند آنچه اتفاق افتاده را بهدرستی پردازش کند. در این شرایط، اولین هدف همیشه تصمیم نهایی درباره رابطه نیست. گاهی ابتدا باید بتوانیم هیجانها را تحمل کنیم، واقعیت اتفاق را بفهمیم و دوباره مقداری احساس ثبات پیدا کنیم. بعد میتوان درباره آینده رابطه تصمیم گرفت. اگر بعد از خیانت متوجه شدهاید ساعتها در حال سؤال پرسیدن، جستوجو کردن یا کنار هم گذاشتن جزئیات هستید، شاید سؤال مهمتری وجود داشته باشد: «اگر جواب این سؤال را بدانم، چه چیزی در من قرار است آرام شود؟» اگر پاسخ برای فهم واقعیت یا گرفتن یک تصمیم ضروری است، سؤال احتمالاً اهمیت دارد. اما اگر میدانید بعد از پاسخ فقط سؤال دیگری خواهد آمد، شاید مسئله دیگر کمبود اطلاعات نباشد. شاید چیزی در شما هنوز احساس امنیت نمیکند. بعد از خیانت، ذهن دنبال حقیقت میگردد؛ اما چیزی که برای بهبود نیاز داریم همیشه فقط اطلاعات بیشتر نیست، بلکه دوباره پیدا کردن احساس امنیت است.
منابع علمی References
- Hollenbeck, C. M., & Steffens, B. (2024). Betrayal Trauma Anger: Clinical Implications for Therapeutic Treatment Based on the Sexually Betrayed Partner’s Experience Related to Anger After Intimate Betrayal. Journal of Sex & Marital Therapy, 50(4), 456–467. (PubMed)
- Ripoll-Núñez, K., & Gordon, K. C. (2024). Dealing with couple infidelity in romantic relationships: A group intervention feasibility study. Family Process, 63(4), 1907–1925. (PubMed)
- The Impact of Non-Criterion A Traumas in Intimate Relationships on Posttraumatic Stress Symptoms: A Systematic Review (2025).
- Wisco, B. E., et al. (2023). Effects of trauma-focused rumination among trauma-exposed individuals with and without posttraumatic stress sorder: An experiment. Journal of Traumatic Stress, 36(2), 285–298. cite turn0search2
این مطلب با هدف افزایش آگاهی روانشناختی نوشته شده است و جایگزین ارزیابی، رواندرمانی فردی یا زوجدرمانی نیست.*
نویسنده: دکتر لیلا موثق